Felisitation lili

 

دوس دارم...هوای ابریو... دوس دارم..

 

وایسا....ببین...سبکی من...سبکی تو...باد...آسمون...هوا... نگاه من...مشکی تو....روی چشمای من...تن من...رقص من...نگاه من...روی تو....مال ِ من..

رقصو دوس داشتی؟بیا...بیا واست برقصم..

ببین بادو... رقص موهامو...رقص چشامو...رقص دستام...پنجه هام...لبام....لبام...لبام...لبات..

یادته؟یادته هوای سرد...قهوه ی گرم....گرمی ِ من....تلخی ِ من..یادته؟

 

.

شیش...بذار بخوابه..نه...بذار بیدار باشه...لباش باز بشه...کلمه ها...یواش...یواش..بیان...برقصن..سبک باشن..بیان...

کلمه هات...حرفات...یواش...موهامو..از روی گوشم...کنار می زنن...دستشونو...می کشن روی..گوشام...نه...بذار گوش کنم..نخواب.نخواب..نخواب......

.

اگه نباشم....هیچ پنجه ای روی زمین،سبک نمی رقصه..

اگه نباشم،هیچ کس نگاه سیاهشو نمی کشه...

اگه نباشم....توی سالن،صدای هیچ کس نمی پیچه...

اگه نباشم....نگاه هیچ کس،مثه من قهوه ای نمی شه...

اگه نباشی.....نه سیاه...نه پنجه...نه صدا..نه سالن...نه قهوه..نه رقص..نه من.....نیست...نیست..نیست...

.

.

.

.

.

دختر میاد....نگاهشو میندازه روی اون....اون دردش میاد...جیغ می کشه...دختر چشماشو می بنده..همه جا سیاه می شه.

کلمه با مادرش می خوابه....صدا توی نطفه خفه می شه....بوم ِ من همه سفید....

 

پس رقص چی؟_

 

رقص؟؟دستات خشکیده...ببین...پاهات...پاهات دیگه نه توان داره،نه صاف می شه...._

 

نگام؟_

 

نگات؟سرد ِ..سراب ِ...قهوه ی  سرد ِ سرد..._

 

دروغ می گی...من هنوز یه گل دارم.._

 

تو دروغ می گی....تو دروغ گویی.._

 

خفه شو..._

 

من هنوز...بازیم می کنم....این من نیست... راستی....اون کی بود که بچه بود و من بود؟ _

.

.

.

تبریک می گم لیلی....

زود بیا....

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

گذرگاهی در لوگزامبرگ

گذشت، دختر جوان

سرزنده و چالاک

چون پرنده‌ای

در دست، شاخه گلی که می‌درخشید

بر لب، کلام تازه‌ای.

 

تنها اوست شاید در این جهان که

دل به نغمه‌ای پاسخ‌اش را می‌دهد

و تنها نگاه اوست

که ژرفای تاریک شب‌هایم را

روشن می‌کند.

 

اما نه، جوانی ِ من تمام شد .

بدرود!

ای شاخه‌ای از نور که مرا روشن کرده بود!

عطر هوش ربا

دختر جوان

با اعتدال قدم‌هاش

 

تمام خوشی‌های من با او گذشت

تمام خوشی‌های من با او گریخت.