می خوام تا اینجا،بشینم روبروت.

لیلی..لیلی..لیلی..

دیگه نیست و تو به محض رسیدن،پیانوی اونو گوش می کنی.

از کافه میای بیرون.درو باز می کنی.یه بار دیگه نگا به حجم پر از ریش،پر از مشکی،پر از نگاه،پر از عجیب.

نگا می کنی.دلت تنگ میشه...واسه گذشته ای که بود.واسه آینده ای که قرار بشی.دلت تنگ میشه.

دلت تنگ میشه لیلی.

سرتو  فرو میبری توی بالش..محکم..دهنتو باز می کنی تا همه ی حجم بالشو فرو بدی....می تِرکی..خالی میشی..خالی میشی؟خالی میشی...

دلت تنگ میشه لیلی...

لیلی..لیلی..لیلی..

حالا چشماتو باز کن...احساس می کنی چروک شدی..احساس می کنی هنوز سرد ِ گونه هات به خاطر شوری ِ چشمات...

چروک خوردی..خورده..چشمات...پوست دستات...کنار لبت..همونجایی که همیشه شیرین میشد..تلخ.تلخ.

آینه بیشتر از هر چیزی جمع شده..گوله شده..آییی.ی...پیرمرد..با زیبایی ِ همیشگیت..

حالا داره برف میاد..و هوا سرد ِ..تو توی آینه ای..با موهای سفید..سفید..سفید..شور.

انگشت می زنی روی پیانو...لیلی..لیلی..لیلی..آره..مثه دنگ دنگ..دنگ دنگ..دنگ دنگ..

نگام کن..دستامو بگیر...با چشمات بــِکِش...بــــکش....بکش عزیزم

اوم....بکـــــــش..بیشتر..بیشتر.بیشتر..بیشتر..دنگدنگ..دنگدنگدنگ..بزن..لیلی..لیلی..دنگ..دنگ..دی دی دی دی...

چی می خوام؟می خوام خالی بشم از لباس..از گرم..از سرد..خالی ِ خالی..با رنگ تنم.. 

جلوی تو..جلوی چشمات..چشمات...برقصم..بکش..با دست..با دو تا مشکی....

گردنم..سینه هام..بکش...

بکش..مثه پا..مثه دست...بکش..عمیق باش...عزیزم.

خالی خالی..دیگه خجالت نباش .عزیزم..نترس.دیگه هیچ حجمی نیست..بین مشکی ِ تو..بین قهوه ایِ من

 از دور..وقتی باد بیاد..نگاهتو بیار طرف من..طرف دستام..

بذار مشکی بشم...از دو تا سیاهت..نرو پایین...روی نگاه من باش...نرو پایین.نرو.نرو..

.

من ِ پیرمرد..چقدر همه زیبان..دیدیش؟با چشمای خاکستری..با خنده های باز..باز..باز بخند..

دیدیش؟شیش..گوش کن...صدای ِ مثه پیانو..یعنی چطور؟..یعنی نرم...یعنی تند...بیا.. بیا برقصه..انگشت..رقص..پا..برقصه

من..چروک،..من....خم...،من...نگاه،.من..آهسته.،آهسته ..من.

چقدر همه زیبان.

.

من ِ پیرمرد.

می خوام تا ابد بشینم روبروت

تو ناز کن...بخند...نگا کن...بگو...بگو..زیبا شو..

می خوام تا ابد بشینی روبروم..

.

تا آخر

تا سفید

تا وقتی

آروم بگیریم.

بخند.

 

امشبو می مونم

 

مثله از اول،تا پیانو

 

می خوام کلماتتو بدزدم..می خوام بدزدم کلماتتو...نه...

چی درسته؟

من-دیگه-جا-نمی شم...................................................................................................................

حسودیم میشه..به اینکه تو اونجایی..دقیقا اونجا.

اما چی شد که من جا موندم؟یا راهم عوض شد؟

آره.حسادت می کنم.

به چیزی که داری.نه.       به راهی که توشی.شاید؟

حماقت ِ... فهمیدی چی لذت داشت؟ شنیدن صدای اون خانوم..هول ِ دستام...خنده ی چشمام..

ـنگفته بودی.

صبر کن.مثل این می مونه.مثلا من ملکه...بعد یهو..هووووووف...

چشماتو ببند                                باز کن                      دیگه نیستی..

 

 

دوُ ر.....دوُ ر...دوُ ر...  اطراف + یانت  ... دور ِ سرت ... میگر + دن

یقشو بگیر.. نزدیک دهنش...زل زده به چشماش:

ـ تو هنوز اینجایی؟من که دیگه اینجا نیستم....نیستم.. نیستم...

.

آ رّه...

آرزو می کنم..