دوست دارم.
سولو برای هارپسیکورد
هرچند که در موقعیتی ایستادهام که بیشتر از همیشه نمیدانم دارم چه میکنم. گیج ایستادهام در کوران حوادث و میترسم از همان ناشناختهها.""
کلی حرف توی دلم هست ،که حالا دقیقا حالا، دلم می خواد با این نثر بنویسمشون..
اما حتی ازین چند کلمه م فراری...
من از خودم دور.
دلم شمال خواست.
اون پنجره.توی اتاق نیمه تاریک زیر پله های رستوران نیمه جنگلی.فرود خفیف کوه تا آب.تا رودخونه.
همیشه سرده..این فصل..
""میان آنهمه گنگی و تردید که بودم.. ""
به آینه فکر نکن..
دنبال چه می گردی؟
ـ دنبال نُت.نُت هایی که آرام ..ماله گذشته اند.
ـ کلمه؟
ـ کلمه هایی که از آنِ گذشته اند.
ـ گذشته کجا بود؟
گذشته تمام ِمن بود، که حس می کرد.
می گِریَم.
برای تمام شخصیت هام ،که مرده اند.
ـ گریه ات .. زیباست.
ـ سرد است..
می گریم..برای تمام آغوش هایی که مرده اند.
ـ گذشته کجاست..؟
ـ زیر موهای من.
گذشته یک باغ بود..
(زیر نور: بغلم کن. یک حادثه...با بوی گردنت ،مکیده که می شود..
میان سینه ی ما، چیزی رخ می دهد.)..
گذشته آن زن بود.گذشته اتاق بود،با سازی عربی:و زنی عریان:عصر..گذشته صدای اُپرا بود:و ایتالیا..و تمام کوچه ها،زیر پاهای کشیده ی زنان زیبا.
گذشته نگاه بود.قهوه ای.سبز.نمناک..
گذشته عشق بود.و عشقبازی.و کوچه های خلوت:و هُرمِ گرما ..مشت شده ،زیر ناخن های من.
.
.
. ...

ـ گفتم:"..."
ـ وگفت"..""
ـ و گفتم:""...."
که"..."
آخ...!
شوما بخآرون! ++
کارت فعال ندارم ولی عادی که دارم.
شون گنده ندارم ولی شونشی که دارم..؟
یه خانوم قشنگتر از مونیکا بلوچی که دارم.
بادکنک ندارم ولی کا(ن)دوم که دارم..؟
Finger وسط واسه تموم مردم که دارمم...
++لطفا بخاطر عنوان منو ترک نکنید!